چندسال گذشت ...
۱۱ دی ماه سال ۱۳۸۶ بود که اسم این وبلاگ رفت توی لیست بلاگفا ! به خودم گفتم چرا من ننویسم یه جایی ! چرا من حرفامو که کسی نیست گوشش بده رو ننویسم تا اروم تر بشم ! تازه دوران خودشناسی رو داشتم پشت سر میزاشتم و ذهنم پر بود از سوال ! چه جایی بهتر از نت و وبلاگ
قبلش یه وبلاگ داشتم اما بچه بازی بود همش داستان بود توش گفتم این وبلاگ رو میسازم و تازمانی نگهش میدارم که واقعا یه ستاره شده باشم برای افغانستان ! حتما منظور ستاره افغان توی تلویزیون طلوع نبود ! یه ستاره شاید گاهی پرنور و توی چشم شاید گاهی کم نور و منزوی
مهم این بود که دوس داشتم ستاره باشم و یه حرکتی برای ابادانی و رفاه کشورم انجام بدم . این شد که سنگ بنای این وبلاگ رو کار گذاشتم . اولاش خیلی سخت بود وبلاگ نویسای زیادی نبودیم تازه داشت وبلاگ نویسی بین افغانستانی ها جا میفتاد اون زمانا یکی میشنید کسی میره اینترنت فقط به ذهنش چت و چت بازی و عکس سکسی میومد ! کلا اینترنت زیاد مشروعیت نداشت ! اما اومدیم تا نشون بدیم این خبرا نیست !من بودم و چندتا از دوستای عزیز مثه مونس عزیز و علیرضا الکین عزیز و امیر ای اف جی بویز و حمید اورلون و مریم شهرتاش و ... تنی چند از بچه ها که اسمشون رو جا انداختم ! تعدادمون زیاد نبود اما بدجور پشت هم بودیم !چون همه داشتیم سختی رو میدیدم ! نظرات وبلاگم یا الطاف دوستان ایرانی بود که افغانی ادم شدی برو گوسفندتو بچرون تورو چه به نت و میخواین بلاگفا رو هم مثه ایران اشغال کنید !؟ یا هموطنای غیور !!! خودم که چن لهجه ایرانی داشتم من رو جاسوس و ... خطاب می کردن !روزای سختی بود اما جا نزدم نوشتم و نوشتم و نوشتم !
نگاه نکنید الان وبلاگای افغانی ماشالله زیاد شده ! دهن خیلیا اسفالت شد تا به بقیه بقبولونن افغانی هم میتونه وبلاگ نویسی کنه !
از اون دوستای قدیم وبلاگ نویسی تنی چند از اونا ازدواج کردن و حتی صاحب فرزند شدن ! هنوز با امیر و حمید خارج از وبلاگ رابطه دارم مخصوصا حالا که اونا سوئد هم هستند و راحت داریم وبرنامه های زیادی داریم برای اینده ! مریم شهرتاش عزیز هم که خبر شدم توی سفارت افغانستان توی نروژ مرتبه بالایی داره !واقعا خوشحال شدم ! کلا اون زمان ها وبلاگ نویسا بدجور با هم مهربون بودن ! به قول امیر برای نظر اول گذاشتن دعوا بود همیشه ! یادش بخیر
وبلاگ من وارد شش سالگی شد ! حس یه پدر رو دارم نسبت به وبلاگم امروز داشتم تمام مطالبم رو نگاه می کردم ! خوشحال شدم که اخرش لبخند رضایت نشست روی لبام ! دیدم یه تغییراتی داشته نظریاتم و نوع نگارشم ! توی سطر سطر نوشته هام خاطره نهفته هست اونا که قدیمی هستن میدونن ممد متن هاش همه گزینش شده هست ! به قول قاصدک ممد تو همیشه نکته بینی !
بسه زیاد خودمو تحویل نگیرم ! اما در کل دوس دارم دوستان هم توی وبلاگاشون از قلم خودشون استفاده کنن باور کنید برای شعر و اسام اس عاشقانه همه جا امکان هست اما حالا که امکانات نوشتن دستتون هست سعی کنید خودتون بنویسید ! من وقتی ببینم کسی خودش نوشته خیلی حال می کنم و با جون و دل نظر میزارم مثل وبلاگ میگ میگ و راضیه خاتون و دختران قاصدک... اما وقتی ببینم کپی پیست هست زیاد دستم به نظر نوشتن نمیره !
خیلیا دوس داشتن ببینن اونی که اینا رو مینویسه کیه ! داش امیر گفت باز بزار بچه ها ببینن ! یه عکس از خودم میزارم برای زمانی که یونان بودم وقتی دلم میگرفت میرفتم اینجا و شنا میکردم و روی اب دراز می کشیدم بدجور ارامش میداد بهم ! من همون ادمی هستم که میبینی !مثه عکسی که توی قسمت درباره وبلاگ نوشتم ! مای لایف مای رولز !