منو زیر گرفته
همیشه عاشق برنامه نویسی بودم و برای همینم خواستم به خودم یه شانس دوباره بدم و حالا که وقتشو دارم یه تلاشی براش بکنم. اما خب واقعا منو زیر گرفته الان.
دیگه کدهای اسون نمی نویسیم و واقعا سخت شده از اونورم من تا از کلاس خلاص میشم میرم سرکار و فقط میتونم شبی نهایت یه ساعت تمرین کنم که برای کدنویسی واقعا کمه. چون باید بعضی شب ها شام درست کنم و با ریحانه هم وقت بگذرونم یه فیلمی سریالی چیزی ببینیم. خیلی وقتا دلم توی کدنویسی هست و میدونم باید تمرین کنم اما خب ریحانه هم روز سختی داشته و سرکار بوده نیاز هست بشینیم کمی با هم وقت بگذرونیم. این شده که این ماه بهم سخت گذشته جیم هم درست میرفتم همیشه اما الان میرم اما روحم درگیره. برای تعمیرات خونه ی حدیدم هم بودجم کمی کم هست اونم روی ذهنم فشار اورده.
کلا این روزا ذهنم خیلیییییی درگیره