خب دیر شد یه کم ببخشید

این روزا به شدت درگیر اثاث کشی هستیم با ریحانه جان. خونه ی الانمون بهم ریخته هست و ما چون هردو شاغل هستیم فقط شب ها وقت میکنیم به کارای جمع کردن برسیم برای همین یه ماه اضافه وقت گرفتم تا این خونه رو خالی کنم بدم مستاجر بعدی و خودم برم خونه خودم. زیاد دوست ندارم زیر منت کسی باشم برای همین سعی کردم همه کارا رو خودم به تنهایی انجام بدم. تا زمانی که ریحانه پشتم باشه هرچیزی شدنی هست

خونه جدید هم نیاز به نوسازی داره. یعنی در حد خودش بود اما ریحانه مثل من ایده آل گرا هست یه لکه روی در میتونه بره رو مخش باید همه چی نو و تمیز باشه بخاطر همین دیوار ها سقف و اینا داره رنگ میشه توسط یه اقای ایرانی که بنده خدا بدون قبولی و سیاه هست. ایشون رو بین خیلیا انتخاب کردم با اینکه کمی گرون تر هست چون ایشون درامد ثابت نداره و با این کارا امرار معاش میکنه گفتم یه جا باشه کارشو بکنه با ارامش و کمکش کنم چون به ادمای سیاه و غیرقانونی به این اسونی کسی کار نمیده

البته من گاهی تنبلی هم میتونم یه سری کارا .رو خودم بکنم مثلا اگه هفته ای 5 بار باشگاه نرم میتونم بیشتر هم جمع کنم اما خب بمیرم هم باشگاه رو باید برم برام مثل تراپی هست روحم شاد میشه

خلاصه عید همتون مبارک باشه و ممنونم از خیلیاتون که حالمو پرسیدید بزارید مستقر بشیم با قدرت برمیگردم!