یه درآمد دیگه

دوست دارم یه درآمد جانبی هم داشته باشم علاوه بر کاری که الان میکنم

خب درس که میخونم اما روزایی که درس نیست سریع میرم سرکار تا عقب نمونیم از زندگی. البته شنبه یکشنبه ها هم میرم اموزش رانندگی میدم تا پول توجیبی خودم و یه وقتی برای ریحانه هدیه ای چیزی میخرم در بیاد. دوس دارم فعال باشم نمیتونم بیکار بشینم به قول مادربزرگ ریحانه که یه خانم خیلی سرزنده و شاداب هست که همیشه بهم میگه:*بچه تو کونتو زمین ره اد بوی نمونه!* Bacha tu koonto zamina ed booy namoona! (یعنی تو انقد میری میای کونت به زمین نمیرسه اصلا) به نظر من تعبیر بسیار بجایی هست در مورد من.

چند وقتی هست به سرم زده بزنم توی کار یوتیوب. اما نمیدونم کانالم در مورد چی باشه. یه کانال دارم قبلا توش ویدیو میزاشتم رسیده به 1785 نفر و ویو بدی نداره اما نمیدونم در مورد چی تولید محتوا کنم. گزینه هام اینان:

1/ آموزش ریاضی بدم چون هم عاشق ریاضی هستم هم کانالی که ریاضی از پایه توضیح بده توی یوتیوب خیلی کم داریم و می بینم بعضیا دنبالشن.

2/ از این ویدیو های انگیزشی درست کنم. چون خودم خیلی گوش میدم بهم ادرنالین میدن اما چون من سختگیرم نمیدونم میتونم کیفیت مدنظرمو تولید کنم یا نه

3/ در مورد مسایل اقتصادی و اینکه چجوری بهتر پول در بیاریم و ذخیره کنیم. (این رو علاقه ندارم اما ویوخورش خوبه!)

4/ آموزش رانندگی و توضیحاتش توی سوید

5/ ویدیو در مورد فیتنس و چجوری بدن خوبی بسازیم. مدل غذایی و اینا

اگه موضوع دیگه ای که به نظرتون خوبه به ذهنتون رسید خبرم کنید. ادرس کانالمم میزارم برید بی زحمت یه سر بزنین و انتقاد سازنده کنین. عاشق انتقادم ادم رو به جلو سوق میده

برای رفتن به کانال من اینجا کلیک کنید Epsilon 365 - YouTube

یه وقتایی...

خب ما اولش قرار نبود خونه ویلایی بخریم بودجه مون رو نگاه کردیم دیدیم خب میتونیم یه اپارتمان دو سه اتاقه بخریم و بدهکار کسی نشیم تا اینکه داشتیم توی اینترنت و سایت های فروش خونه میچرخیدیم یهو چشم ریحانه خورد به این خونه که الان خریدیم و گفت من همیشه دوست داشتم خونه ویلایی داشته باشم حیاط داشته باشه تابستونا ال کنم و بل کنم... بریم ببینمیش؟

گفتم خب بودجه ی ما پایین تره اما دیدم برق چشماشو و فهمیدم که میخاد بریم ببینیم

واقعا همینجوری الکی رفتیم که ببینیم و خوشمون اومد و رفت مزایده و باز قیمت رفت بالا من کوتاه اومدم اما ریحانه نزاشت و بالاخره مال ما شد

سه ماه دیگه میریم خونه خودمون

یه مقدار بدهکار شدیم. داریم دو شیفت دونفری کار میکنیم. خسته هستیم هرروز چون نمیخایم بدهکار کسی باشیم

نمیخایم زیر منت کسی باشیم...

دیشب که از سرکار اومد خیلی خسته بود یعنی قشنگ حس میکنم دو سه هفته اس با خستگی میره سرکار و روزای طولانی هم داره بعضی روزا و هی دستش توی دهن مریضا هست

یه وقتایی هم مریض های اورژانسی میاد باید بیشتر وایسته( دندانپزشکی)

وقتی دیشب اومد به حدی خسته بود که داشت دلم کنده میشد براش چایی دم کردم با کمی تنقلات که براش درست کرده بودم بردم و چون دوشنبه بود و نوبت من بود غذا درست کنم کمکش کردم دراز بکشه رو مبل تا من شام بپرم. یهو از دهنم پرید گفتم*ممنونم که داری برای زندگی تلاش میکنی. میبینم تلاشتو میفهمم چقدر خسته ای* یهو بغلم کرد زد زیر گریه گفت واقعا وقت خوبی بود خونه خریدیم؟ کاش میرفتیم مسافرت همه فامیلام میرن مسافرت همه دوستام میرن ما داریم فقط کار میکنیم ...

میدونی برای یه مرد هیچی بدتر از این نیست که زن و بچه اش درگیر مسایل مالی باشن. الان حتما میگین خداروشکر مشکل شما اینه خونه خریدین و بدهکار شدین اما خب من ورشکست شدم چندسال پیش و از زیر صفر شروع کردم هنوز دارم بعضی بدهیای زمان عروسیمو میدم. عروسی خیلی ریحانه بهم گفت نگیر اما خودم میخاستم چون این زن کم پای بدبختی من نموند یه عروسی که سرم حق داشت...

دیشب هیچ نخابیدم همش از این پهلو به اون پهلو همش چشمم خیس بود. که خدا کمکم کن نزار ریحانه انقد زحمت بکشه که داره لاغر میشه

بدی من و ریحانه اینه خیلی غد هستیم و نمیخایم بدهکار باشیم وقتی بدهکاریم خاب و خوراک نداریم ...

سال نوی میلادی مبارک!

خب سال نوی میلادی هم مبارک همه باشه

جواب امتحان مام اومد و ما هم مثل همیشه گل کاشتیم و با نمره خوب قبول شدیم! البته میدونستم نمره ام خوب میشه چون واقعا در طول ترم تلاش کرده بودم و هرروز میخوندم نمیزاشتم برای شب امتحان و وقتی شب امتحان شد بیشترحوصلم سررفته بود و نمیدونستم چرا انقد ریلکس هستم!

ریحانه اما یه حرف جالب بهم گفت. گفت (چون تو زرنگ هستی مخت خوب کار میکنه نمیخاد زیاد شب امتحان بخونی!) بعد بهش گفتم این چه حرفیه خودت داری میبینی روزی حداقل یه ساعت بعد از کارم میشینم پای درس ومطالعه میکنم! اونم گفت آره جان عمت یا داری اخبارای فوتبال رو می خونی یا نشستی دنبال اینکه چی ارزون شده میگردی!