غربت
دیروز با خانمم رفتیم یه خونه خریدیم
همه به زور توی سوید اپارتمان میخرن ما رفتیم خونه خریدیم. مثل چی دو سال شبانه روز زحمت کشیدیم. بقیه سفر رفتن ایتالیا ما رفتیم نروژ
از هرچی بگی زدیم تا به اینحا رسیدیم اما وقتی قرارداد رو نوشتم و فهمیدم خونه مال ما شده ته دلم یه غمی بود
مادرزن پدرزنم نزدیک بودن تبریک گفتن اما جای مامان بابام خالی بود
تصویری سعی کردم زنگ بزنم اون لحظه اما اینترنت نداشتن
چقد دوس داشتم اون لحظه شادیمو باهاشون قسمت میکردم
لعنت به مهاجرت
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 15:0 توسط MoHaMaD
|