یه وقتایی به خودم میگم من که داشتم زندگیمو میکردم شغل مناسبی داشتم و حقوق و مزایای خیلی خوبی داشت.

دیگه برنامه نویسی یادگرفتنم چی بود؟ اما خب از وقتی یادمه عاشق این بودم ببینم اینا که پشت کامپیوتر میشینن روبروی یه صفحه سیاه و ازش پول در میارن اینا چجوری در میارن.

از یه طرفم همیشه بابام عشق این بود که من یه برنامه نویس بشم میگفت حیفه این همه هوش داری بشینی فقط فیفا بازی کنی با کامپیوترت. یادمه کمتر کسی اصلا میدونست کامپیوتر چیه توی محله ی ما و من کامپیوتر داشتم اما هیچوقت نشد درست استفاده کنم چون یه روستا زندگی میکردیم و امکانات کم بود.

بعدشم که مهاجرت کردم و درگیر زبانشون و اینور و اونور شدم و ورشکست شدم کلا عقب افتادم. شغل الانمم فقط برای این اوکی کردم که سریع وارد بازار کار بشم و بدهی هامو بدم اما الان که بدهی ندارم میخام برم دنبال چیزی که براش قلبم میتپه و بهم حتی فکر کردن بهش آدرنالین میده